بهترین استراتژی معاملاتی برای ترید ارزهای دیجیتال

بهترین استراتژی معاملاتی، برای معامله کردن در بازارهای مالی داشتن یک استراتژی مناسب لازم و ضروری میباشد. به دلیل اینکه رفتارهای هر شخصی از نظر ذهنی، روحی، روانی و احساسی با شخص دیگری متفاومت است، بنابراین نیاز است که هر شخص معامله گر با توجه به روحیات خود نسبت به میزان مدیریت ریسک، مدیریت سرمایه و مدیریت روانشناسی، یک استراتژی متناسب با ویژگیهای شخصیتی خود طراحی کند. در این مقاله قصد داریم تا در مورد تعریف استراتژی، اهمیت و نحوه چیدمان استراتژی و در نهایت آموزش دو استراتژی تکنیکالی مهم و پرکاربرد در معامله گری صحبت کنیم، که کارآمدی آنها در طول زمان اثبات شده است، و میتوانند در بهبود معاملات و افزایش سرعت پیشرفت کمک کننده باشند. با زوم ارز همراه باشید.
در بازارهای مالی عامل تعیین کننده قیمت، عدم تعادل در عرضه و تقاضا میباشد. در واقع نابرابری قدرت بین خریداران و فروشندگان موجب نوسانات و افزایش با کاهش قیمت یک ارز خواهد شد. عدم تعادل در عرضه و تقاضا موجب ایجاد یک روند در بازار خواهد شد.
فرض کنید در حالت کلی افرادی که میزان ریسک پذیری بالایی دارند، و میتوانند در شرایط هیجانی خود را مدیریت کنند، دید کوتاه مدت به بازار پیدا میکنند و توجه ویژه ای به نوسان گیری در بازارهای مالی دارند. بنابراین این افراد، روندهای کوتاه مدت را معامله میکنند. اما افرادی که میزان ریسک پذیری کمی دارند، به دنبال سهام یا ارزهای بنیادی هستند، و دید بلند مدت به آنها دارند. پس تحلیل و بررسیهای خود را در تایم فریمهای بالاتر انجام میدهند، و اهداف بلند مدتی برای آنها در نظر میگیرند. البته تمامی این موارد بسته به شرایط کلی بازار میتواند تغییر کند. به عنوان مثال در زمان نگارش این مقاله، بازار ارزهای دیجیتال با ریزشهای سنگینی همراه بوده است، و دید بسیاری از معامله گران بازار به سمت معاملات کوتاه مدت و نوسانی معطوف شده است.
تعریف استراتژی
استراتژی به طور ساده و خلاصه به ابزاری گفته میشود که باعث ایجاد یک جهت گیری در ذهن میگردد. این جهت گیری ذهنی توسط افراد یا سازمانها برای پیش برد اهداف از پیش مشخص شده مورد استفاده قرار میگیرد. پس استراتژی میتواند مجموعه ای از ایدهها و دیدگاههایی را که میتوانند ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کنند، شامل میشود.
چرا باید از استراتژی استفاده کرد؟
کسب و کارهایی که در جامعه وجود دارند، هر کدام به تنهایی بخش کوچکی از اقتصاد هستند. تکنولوژیهای روز افزون به طور منظم در حال تغییر و پیشرفت میباشند، و روز به روز پیچیده تر میشوند. با تغییر این موارد تقاضا تغییر میکند. چیزی که دقیقا به طور مستقیم بر بازار مالی تاثیر گذار است. در واقع دو عامل عرضه و تقاضا است که تغییر در یکی از آنها موجب تغییرات قیمت یک ارز دیجیتال، سهام یا هر کالای دیگری میشود. بنابراین برای موفقیت معاملات در بازار مالی باید به طور منظم با بازار منطبق بود. پس با توجه به تعریف استراتژی که در بالا ذکر شد، نیازمند این هستیم تا از روشها و ابزارهایی استفاده کنیم که کارآمدی آنها اثبات شده باشد، و بتواند ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کند.
مواردی که باید به طور کلی برای ساخت استراتژی و به ویژه برای استراتژیهای بلند مدت، در نظر گرفت.
شرایط اقتصاد کلان مانند: نرخ تورم، نرخ بهره وضعیت معیشت، میزان اشتغال و…
شرایط سیاسی مانند وضع قوانین جدید به ویژه برای بازار ارزهای دیجیتال، احتمال وقوع جنگ بین برخی از کشورها که به طور مستقیم میتواند در تمام بازرهای مالی تاثیر گذار باشد.
تحلیل تکنیکال و بررسی نمودارهای قیمت با استفاده از سبکهای مختلف تحلیلی و کمک گرفتن از اندیکاتورها جهت پیدا کردن محدودههای مناسب برای انجام معاملات در واقع تحلیل تکنیکال به عنوان آخرین اما تعیین کنندهترین قسمت تحلیل بازار میباشد، که برای انجام معاملات، مخصوصا کوتاه مدت توجه ویژه ای به آن میشود.
استراتژی معامله با کانال و خط روند
یکی از رایجترین و در عین حال کاربردیترین استراتژی مورد استفاده بین معامله گران و تحلیلگران در بازارهای مالی، استراتژی معامله با کانالها میباشد. رسم کانال روی نمودار، کمک بسیار زیادی در جهت درک بهتر روند بازار و حرکت قیمت در نمودار خواهد کرد. همچنین به کمک کانالها، میتوان نقاط ورود و خروج بهینه ای را روی نمودار شناسایی کرد. با این تکنیک معامله گر میتواند با Win Rate بالا، معاملاتی با ورود و خروجهای به موقع انجام دهد.
قبل از آموزش این استراتژی ابتدا به توضیح مختصری در مورد کانال و انواع کانال خواهیم پرداخت.
معمولاً قیمت در داخل نمودار علاقه مند به حرکت در یک ساختار و چارچوب مشخص میباشد. این چارچوب مشخص میتواند به عنوان کانال در نظر گرفته شود. کانالها در تمامی تایم فریمها وجود دارند و قیمت در هر حالتی میتواند داخل کانال در نظر گرفته شود. نکته ای که وجود دارد این است که کانالها همیشه به صورت دو خط موازی نیستند، و ممکن است واگرا یا همگرا نیز باشند. اما در اغلب موارد میتوان قیمت را داخل کانالی به صورت دو خط موازی در نظر گرفت. دسته بندی کانالها نیز به این صورت است که از نظر روندی به سه دسته صعودی نزولی و خنثی، و از نظر نوع شکل روی نمودار به سه نوع موازی همگرا و واگرا تقسیم بندی میشوند.
نحوه رسم کانالها
برای رسم کانال حداقل سه نقطه پیوت روی نمودار مورد نیاز میباشد. و برای اعتبار سنجی، در صورتی که برخورد چهارم و پنجم داخل کانال با واکنش خوبی همراه باشد کانال تایید خواهد شد و اعتبار خوبی برای معامله دارد.
برای رسم کانال در روند صعودی نقطه اول را پایینترین کف در نظر گرفته، نقطه دوم همان کفی است که به وسیله آن خط روند رسم میشود، و در نهایت نقطه سوم سقف موجی است که خط کانال روی آن محدوده رسم میشود.
به همین ترتیب در روند نزولی برای رسم کانال نزولی به صورت معکوس عمل میکنیم بدین صورت که نقطه اول بالاترین سقف در نظر گرفته میشود، نقطه دوم سقفی است که به وسیله آن خط روند نزولی رسم میشود، و در نهایت نقطه سوم کف موجی است که خط کانال روی آن محدوده رسم میشوند.
بدین منظور برای رسم کانالهای موازی در تریدینگ ویو از یکی از ابزارهای parallel channel و Fib channel میتوان استفاده کرد.
به طور کلی استراتژی معاملاتی در هر یک از انواع کانالها به صورت زیر میباشد.
- در کانال صعودی محدودههای حمایتی که نزدیک به کف کانال باشند مناطق خرید محسوب میشوند و اهداف قیمت در سقف کانال و سقف قبلی قیمت در نظر گرفته میشود.
- در کانالهای نزولی محدودههای مقاومتی که نزدیک به سقف کانال باشند مناطق فروش محسوب میشوند و اهداف قیمت در کف کانال و کف قبلی قیمت در نظر گرفته میشود.
- در نهایت در کانالهای رنج به دلیل اینکه در یک محدوده مشخص قدرت خریدار و فروشنده برابر میباشد، استراتژی معاملاتی داخل این نوع کانال در هر دو جهت قابل انجام است.
به عنوان مثال نمودار زیر را در نظر بگیرید. این کانال در یک روند نزولی ترسیم شده است، و شاهد تشکیل سقف و کفهای پایین تر در یک روند نزولی هستیم.
نمودار شماره 1 اتریوم در ماه می 2022 بازه زمانی 4 ساعته

اولین قدم برای انجام معاملات و تحلیل نمودارها، شناسایی و رسم سطوح حمایت مقاومت اصلی در تایم فریمهای بالا میباشد. بعد از اینکه محدودههای حمایت مقاومت قوی روی نمودار شناسایی شد، در یک تایم فریم پایین تر با ضریب 4 الی 6 اقدام به شناسایی روند و مشخص کردن کانال میکنیم. به عنوان مثال در تایم فریم روزانه سطوح اصلی حمایت و مقاومت را شناسایی کرده و در تایم فریم 4 ساعته به دنبال شناسایی روند و احتمالا کانال هستیم.
همچنان مثال بالا را که به شکل کامل تر در نمودار زیر آمده در نظر بگیرید. این نمودار که در یک روند کاملاً نزولی در تایم فریم بالاتر قرار گرفته است در این بازه زمانی قیمت داخل یک کانال نزولی قرار دارد. همانطور که در بالا ذکر شد در کانال نزولی استراتژی معاملاتی پیدا کردن محدودههای مقاومت نزدیک به سقف کانال میباشد. این محدودههای مقاومت معمولاً در گذشته قیمت، از محدودههای کف موج قبلی قابل شناسایی هستند. همچنین داخل کانال در حالی که قیمت به سقف کانال نزدیک میشود میتوانیم یک خط روند صعودی روی موج صعودی رسم کنیم. برای رسم دقیق این خط باز هم به یک تایم فرم پایینتر رجوع میکنیم، و مجدداً به تایم فریمی که کانال داخل آن رسم شده بر میگردیم.
نمودار شماره 2 اتریوم در ماه می 2022 بازه زمانی 4 ساعته

معمولاً در اکثر موارد قیمت در اثر برخورد به یک سطح مقاومت استاتیک و یا مقاومت داینامیک در سقف کانال واکنش منفی همراه خواهد بود. این اولین نشانه ورود به معامله میباشد. در این صورت فشار فروش افزایش پیدا خواهد کرد و دومین نشانه خط روند صعودی رسم شده داخل کانال میباشد که به سمت پایین شکسته خواهد شد. معمولا در اکثر مواقع قیمت بعد از شکست این خط روند یک پولبک به خط روند شکسته شده خواهد زد.
نحوه ورود به معامله با استفاده از موقعیت نقطه ورود بر اساس میزان ریسک پذیری شخص معامله گر و نوع مدیریت سرمایه متفاوت میباشد. اگر معامله گر با مشاهده نشانه اول تصمیم به انجام معامله گیرد، به این معامله پر ریسک گفته میشود، اما در صورتی که با مشاهده نشانه دوم معامله انجام شود، به این معامله یک معامله کم ریسک گفته میشود. البته معامله پر ریسک هم نیاز به تایید توسط الگوهای بازگشتی کندلی دارد. اما در صورتی که با دیدن این نشانهها شرایط برای معامله فراهم شد بعد از آن اقدام به تعیین حد سود و حد ضرر میکنیم. باید توجه داشته باشید که برای این که معاملات سود ده بیشتری داشته باشید، نیاز است که همیشه در جهت روند معامله انجام دهید. معامله در صورتی که خلاف جهت روند باشد، هم احتمال موفقیت پایینی دارد، و هم احتمال متحمل شدن ضرر و زیان وجود دارد.
برای تعیین حد ضرر در حالتی که معامله با دیدن نشانه اول انجام شود حد ضرر این معامله بالاتر از سقف قبلی در نظر گرفته میشود. و در صورتی که با مشاهده نشانه دوم معامله انجام شود حد ضرر ورود به این معامله پشت سقف کانال در نظر گرفته میشود.
اما برای تعیین حد سود باید توجه داشته باشید که نسبت ریسک به ریوارد در تمامی معاملات باید حداقل 1 به 2 باشد. این نسبت به این معنی است که مقدار حد سودی که برای انجام معامله در نظر گرفته میشود، باید حداقل دو برابر حد ضرر باشد. در داخل کانال دو هدف میتوان برای معاملات در نظر گرفت، که با توجه به ریسک معامله گر و تنظیم نسبت ریسک به ریوارد، یکی از این اهداف یا هر دوی آنها در نظر گرفته میشوند. هدف اول میتواند ناحیه میدلاین کانال نزولی باشد، که این هدف معمولاً با کف موج قبلی همپوشانی دارد و میتواند اولین ناحیه سیو سود برای معاملات فروش باشد. دومین هدف هم میتواند کف کانال در نظر گرفته شود که با توجه به محدودههای حمایتی که از گذشته میتوان برای قیمت در نظر گرفت، و با کف کانال همپوشانی دارند به عنوان ناحیه سیو سود کامل در نظر گرفته میشود. یکی از بهترین استراتژیها در مورد نحوه سیو سود در معاملات تعیین دو هدف به عنوان محدودههای برخورد قیمت و سیو سود ۵۰ درصد از میزان سرمایه ای که در معامله قرار گرفته شده در هر یک از اهداف تعیین شده میباشد.
تمامی موارد گفته شده در مثال بالا، به صورت معکوس در مورد روند صعودی قابل استفاده میباشد. به این معنی که در کانال صعودی معاملات در جهت خرید و روی سطوح حمایت انجام میشود. این حمایتها را میتوان در نزدیکی کف کانال صعودی و یا از همپوشانی سقف موجهای قبلی با حمایتهای فعلی شناسایی کرد. و سایر موارد هم دقیقا معکوس مواردی که در مثال بالا ذکر شده میباشد.
چگونگی معامله در کانال رنج
زمانی که بازار وارد روند رنج میشود، قدرت خریدران و فروشندگان در یک محدوده مشخص برابر میشود. برای مثال به نمودار زیر توجه کنید. در این نمودار همانطور که مشاهده میکنید اتریوم در ناحیه ای قرار دارد که در این بازه زمانی روند قیمت خنثی میباشد. نکته ای که وجود دارد این است که در روند خنثی یا روند رنج قانون مشخصی برای سقفها و کفهای قیمت نمیتوان در نظر گرفت. اما میتوان به صورت کلی محدودههایی را به عنوان حمایت و مقاومت روی نمودار مشخص کرد و در صورت برخورد قیمت و مشاهده واکنش در تایم فریمهای پایین تر نقاط ورود دقیق تری روی نمودار شناسایی کرد. با توجه به اینکه قدرت خریدار و فروشنده با هم برابر میباشد، در هر دو جهت داخل این کانال میتوان معامله انجام داد به عنوان مثال فرض کنید قیمت به سقف کانال برخورد کرده، و با مشاهده الگوهای کندلی بازگشتی می توانیم. در تایم پایین تر اقدام به ورود به معامله کنیم.
نمودار زیر را در نظر بگیرید فرض کنید اتریوم در تایم 1 ساعته به محدوده مقاومتی خود برخورد کرده است.
نمودار شماره 3 اتریوم در ماه ژولای 2022 بازه زمانی 1 ساعته

بعد از مشاهده کندل سبز صعودی که به محدوده مقاومت برخورد کرده و به آن واکنش داده است، صبر میکنیم تا کندل به همین صورت بسته شود. سپس به یک تایم فریم پایین تر با ضریب 4 الی 6 میرویم. به عنوان مثال در بازه زمانی 15 دقیقه که نمودار آن در شکل زیر آمده است، مشاهده میکنید که یک کندل صعودی پر قدرت به مقاومت برخورد کرده و کندل بعد از آن یک کندل دوجی که نشانه بی تصمیمی در بازار است میباشد. سپس یک کندل نزولی روی نمودار به ثبت رسیده است که نشان میدهد احتمال اینکه محدوده مقاومت به صورت فیک شکسته باشد وجود دارد. در بحث عرضه و تقاضا یکی از الگوهای مهم بازگشتی الگوی Rally Base Drop میباشد. به این معنی که قیمت در یک حرکت صعودی قرار دارد، سپس پس یک توقف داخل روند آن ایجاد میشود و بعد از آن به دلیل برخوردی که به یک مقاومت مهم داشته است، یک برگشت در جهت معکوس روند قبلی خواهیم داشت. محدوده Base در این نمودار در واقع همان کندل دوجی است که داخل این محدوده مقاومت توقف کرده است. با رسم یک محدوده مقاومت دیگر در این بازه زمانی ناحیه ای که قصد ورود به انجام معامله را دارید دقیق تر رسم خواهد شد. قیمت مجدد به این محدوده پولبک میزند، و سپس در صورت مشاهده نشانههای واکنشی میتوان اقدام به انجام معامله کرد، و نقطه ورود را داخل محدوده مقاومت دوم قرار میدهیم. حد ضرر این معامله پشت ناحیه مقاومتی رسم شده در تایم فریم اصلی خواهد بود. اهدافی که برای این معامله میتوان در نظر گرفت با توجه به اینکه در روند خنثی قرار داریم، کف کانال رنج در تایم فریم اصلی میباشد. البته میتوان در تایم فریم پایین تر از گذشته قیمت حمایتهایی را به عنوان اهداف نزدیک تر روی نمودار شناسایی کرد. این کار به این جهت انجام میشود که ریسک معاملات و فشار روحی و استرسی که در حین انجام معاملات ایجاد میشود، تا حد امکان کاهش پیدا کند. بنابراین در مثال زیر میتوانستیم سه هدف را در بازه زمانی 15 دقیقه روی نمودار شناسایی کنیم.
نمودار شماره 4 اتریوم در ماه ژولای 2022 بازه 15 دقیقه

آموزش استراتژی معامله با فیبوناچی
با توجه به اینکه ابزار فیبوناچی یکی از قدرتمندترین ابزارها در تحلیل تکنیکال میباشد، این استراتژی میتواند در تعیین سطوح حمایت مقاومت مهم بازار و همچین در پیدا کردن اهداف و حد ضرر کمک بسیار زیادی کند.
آموزش کامل ابزارهایی که در این استراتژی به کار گرفته میشوند در دو مقاله آموزش تحلیل تکنیکال با سه ابزار پر کاربرد فیبوناچی و مقاله هدف قیمت Price Target چیست، به طور کامل بیان شده است.
در این بخش از مقاله صرفاً نحوه استفاده از این ابزارها و ترکیب کردن آنها با یکدیگر جهت تعیین دقیقترین محدودههای حمایت مقاومت آموزش داده میشود.
به طور کلی روی نمودار ارزهای مختلف ساختارهای فراکتالی به وفور یافت میشود. به این معنی است، زمانی که حرکتی در بازار اتفاق میافتد، چه صعودی و چه نزولی، مجددا قابلیت تکرار شدن دارد. روشی که با استفاده از آن محدودههای نقاط ورود، حد ضرر و حد سود تعیین میشود، روش ABC نام دارد. پس در واقع بعد از اینکه ما روی نمودار یک موج A پیدا کردیم، میتوانیم با استفاده از فیبوناچی اصلاحی محدوده پایان موج B را پیدا کنیم و با استفاده از ابزارهای دیگر فیبوناچی محدوده موج C قابل شناسایی خواهد بود.
به منظور استفاده از این استراتژی، از دو ابزار فیوناچی اصلاحی، و فیبوناچی سه نقطه ای استفاده میکنیم.
در بین سه ابزاری که مورد استفاده قرار میگیرد، اصلیترین ابزار فیبوناچی اصلاحی میباشد، پس در روندها به منظور پیدا کردن محدودههای مناسب جهت ورود به معامله از این ابزار استفاده میشود، و دو ابزار دیگر جهت کمک به پیدا کردن محدودههای دقیق تر مورد استفاده قرار میگیرد. به مثال زیر که رمز ارز NEAR را در تاریخ 1 فوریه 2021 در بازه زمانی روزانه نشان میدهد، توجه کنید.
نمودار شماره 1

در این استراتژی نکته بسیار مهمی که حائز اهمیت میباشد، این است که در وهله اول به دنبال یک حرکت پر قدرت صعودی یا نزولی روی نمودار هستیم، که این موج، یک محدوده حمایت یا مقاومت را در گذشته قیمت پر قدرت شکسته باشد.
در این مثال که در بازه زمانی روزانه قرار داریم، رمز ارز NEAR بعد از یک موج صعودی که از محدوده 3 دلار شروع شده بود، و تا محدوده 4.7 دلار ادامه پیدا کرده است، وارد موج اصلاحی شده است. از فیبوناچی اصلاحی برای پیدا کردن محدوده نقاط ورود استفاده میکنیم. نقطه شروع فیبوناچی را روی نقطه شروع موج اصلی و نقطه پایان فیبوناچی را روی محدوده پایان موج اصلی قرار میدهیم. مهمترین محدودههای واکنشی قیمت در صورتی که روند خوبی داشته باشیم، محدوده 0.382 و 0.5 و 0.618 میباشد. بنابراین اولین ابزار روی نمودار به خوبی رسم شده است. و محدوده حدودی نقاط ورود روی نمودار مشخص میباشد. اما برای تعیین دقیقترین نقطه ورود و مشخص کردن اینکه قیمت احتمالاً از کدام یک از این محدودهها واکنش نشان میدهد، نیاز به استفاده از فیبوناچی سه نقطه ای داریم.
نمودار شماره 2

برای استفاده از فیبوناچی سه نقطه ای به تایم فریم 4 ساعته به جهت رسم دقیق تر میرویم. نقطه اول فیبوناچی را روی سقف موج اصلی، (شماره 1) نقطه دوم را روی اولین موج اصلاحی (شماره 2) و نقطه سوم را روی محدوده شروع موج دوم اصلاحی (شماره 3) مطابق شکل رسم میکنیم. اعدادی که در این فیبوناچی بسیار اهمیت دارند، اعداد 1، 1.272 و 1.618 میباشند. همانطور که مشاهده میکنید، با این که موج اصلاحی قدرت نزولی بالایی داشته است، اما قیمت دقیقاً به عدد 1 واکنش مثبت نشان داده است، و حتی به محدوده 1.272 نزدیک شده است. بنابراین این نواحی پلههای خرید احتمالی میباشند. به نمودار شکل زیر توجه داشته باشید.
نمودار شماره 3

اکنون برای شناسایی نقطه ورود یا همان پایان موج B از ترکیب دو فیبوناچی اصلاحی و سه نقطه ای، محدوده ی نقاط ورود خوبی روی نمودار مشخص شده است، بنابراین از این محدودهها میتوان به عنوان پلههای ورود به معامله استفاده کرد. در این مثال محدوده قیمتی 2.50 الی 2.90 دلار به عنوان پلههای خرید شناسایی شده است.
نکته مهم: بعد از پیدا کردن نقطه ورود، برنامه مشخص کردن محدوده حد ضرر و حد سود هستیم. برای مشخص کردن حد ضرر از فیبوناچی اصلاحی استفاده میکنیم. یکی از سطوح فیبوناچی اصلاحی که برای تعیین ادامه وضعیت روند بسیار مهم میباشد، عدد 0.786 میباشد. شکسته شدن این حمایت در روند صعودی به معنی قدرت گرفتن بیش از حد فروشندگان، و احتمال تغییر روند و شکسته شدن کف موج اصلی میباشد. بنابراین زمانی که در روند صعودی برای ورود به معامله محدودههای پولبک را میخواهیم شناسایی کنیم، شکست این عدد را به عنوان حد ضرر در نظر میگیریم. بنابراین نقطه حد ضرر جایی پایینتر از این عدد در نظر گرفته میشود.
تا اینجا بعد از اینکه موج A تشکیل شد و به اتمام رسید، محدوده پایان موج B یعنی نقطه ورود را پیدا کردیم. اکنون برای پیدا کردن محدوده هدف و تعیین حد سود و مشخص شدن محدوده حدودی موج C از ترکیب فیبوناچی اصلاحی و اصلاحی معکوس استفاده میکنیم.
همانطور که در مبحث آموزش فیبوناچی، ارتباط برخی از اعداد با یکدیگر بیان شده است، در این مثال نیز با توجه به اینکه قیمت تا نزدیک محدوده 0.786 اصلاح داشته است، بنابراین در برگشت به سمت بالا میتواند تا سطح 1.272 فیبوناچی اصلاحی معکوس رشد داشته باشد. برای درک بهتر نحوه معکوس کردن فیبوناچی اصلاحی و تعیین هدف میتوانید به ویدیو تحلیل بیت کوین در تاریخ 23 تیر ماه مراجعه کنید.
در نمودار زیر ملاحظه میکنید که بعد از معکوس کردن فیبوناچی اصلاحی، قیمت تا محدوده 1.272 حرکت موج C را ادامه داده، و بعد از برخورد به این عدد با واکنش همراه بوده است.
اما برای تعیین یک نقطه دیگر و مشخص کردن محدوده دقیق تر هدف، از فیبوناچی اصلاحی به نوع دیگری استفاده میکنیم. بدین منظور نقطه شروع در پایان موج اصلی یعنی نقطه شماره 1 قرار میدهیم، نقطه پایان فیبوناچی را در پایان موج اصلاحی یعنی نقطه C رسم میکنیم. از مهمترین اعداد فیبوناچی که با واکنش همراه خواهد بود، اعداد 1.272، 1.618 میباشند. همانطور که مشاهده میکنید قیمت بعد از برخورد به عدد 1.272 با واکنش منفی همراه بوده است.
حالا به نمودار زیر دقت کنید.
نمودار شماره 4

نمودار 4 نشان میدهد که ترکیب فیبوناچی اصلاحی معکوس شده و فیبوناچی اصلاحی که اعداد بالاتر از یک آن مورد استفاهد قرار میگیرد، با استفاده از رابطه اعداد، محدوده مقاومت ماژور و پایان موج C را به خوبی شناسایی کرده است. از این محدوده به عنوان تعیین ناحیه حد سود استفاده میشود.
همانطور که در اول مقاله آموزشی ذکر شد، این ساختارها با توجه به این که قابلیت تکرار شوندگی دارند، به راحتی در تایم فریمهای مختلف قابل شناسایی میباشند. اگر به نمودار دوم این مقاله مراجعه کنید، خواهید دید که تمام موج اصلاحی که مورد بررسی قرار گفت، از یک موج ABC تشکیل شده است. بنابراین ترکیب این استراتژی روی این موج اصلاحی، میتوانست نقطه ورود بسیار دقیق تری برای معامله گر تعیین کند. برای درک بهتر نحوه ترکیب کردن ابزارهای فیبوناچی میتوانید به ویدیو تحلیل بیت کوین در تاریخ 23 تیر 1401 مراجعه کنید.
در پایان این مقاله ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که، در مواقعی که از ابزار فیبوناچی استفاده میکنید، حالت لگاریتمی روی نمودار فعال باشد. همچنین در تنظیمات تمامی ابزارهای فیبوناچی نیز گزینه لگاریتم باید فعال باشد، در غیر اینصورت محدودههایی که روی نمودار شناسایی میشود، قابل اطمینان نخواهد بود، و قیمت به آنها واکنش نشان نمیدهد.
خلاصه و جمع بندی
با توجه به تعریف استراتژی که در روند رسیدن به یک هدف مشخص، نقش تعیین کننده ای دارد، باید در بازارهای مالی نیز در هنگام انجام معاملات از استراتژی استفاده کرد. با توجه به ویژگیهای شخصیتی هر فرد، استراتژیها میتوانند متفاومت باشند. توجه داشته باشید که استفاده از استراتژیهایی که در این مقاله آموزش داده شده است، بسیار کارآمد و کاربردی میباشد، اما نیازمند تمرین بسیار زیاد برای رسم دقیق این ابزارها مخصوصا ابزار فیبوناچی برای پیدا کردن محدودههای دقیق میباشد. امیدوارم که از این استراتژی به خوبی استفاده کنید و این مقاله برای شما کاربردی و مفید بوده باشد.
تیم تحلیلگر
جعفر اخوان تحلیلگر بازارهای مالی با تمرکز تخصصی بر ارزهای دیجیتال است و در زوم ارز مسئولیت تهیه تحلیلهای تکنیکال داراییهای دیجیتال را بر عهده دارد. حوزه فعالیت او شامل بررسی ساختار قیمتی، سطوح حمایت و مقاومت، روندها و سناریوهای احتمالی حرکت بازار بر اساس دادههای نموداری است.رویکرد تحلیلی او مبتنی بر سناریو محوری، مدیریت ریسک و پرهیز از قطعیت در پیش بینی بازارهای پرنوسان است. در تحلیلهای منتشر شده، تلاش میشود شرایط مختلف بازار بررسی شده و مخاطب با دیدی واقع بینانه نسبت به احتمالات پیش رو آشنا شود.محتوای تحلیلی جعفر اخوان صرفا جنبه آموزشی و اطلاع رسانی دارد و به منزله سیگنال معاملاتی یا توصیه سرمایه گذاری محسوب نمیشود. مسئولیت تصمیمات معاملاتی بر عهده کاربران است.
نظرات (0 نظر)
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!